کتابفروشی، انقلاب، باران شدید،چتری از محبت،دیده شدن و دیدن یک حجم شعور و محافظت ...
مسیج داد:پنج تا گل رو میزته، با خودت میشن شیش تا.
یاد گرفتن چهار زبان انگلیسی، آلمانی، فرانسه و روسی همزمان
بهترین هدیه تولد عمرم،کلاس خصوصی زبان آلمانی بود و زنجیر و پلاک طلایی که به زور بهم دادن.
دارو گرفتم،یکیش خواب آوره،بعد از چند سال عمیق خوابیدم.عالی بود.
وارد فاز سکوت و تنهایی شدم اما چقدر خوشحالم.اینها لیاقت نداشتن.
از دیروز فهمیدم که اینا، همش نقاب زده بودن و خوده واقعیشون نبودن.
با سکوت و کناره گیری من،اوضاع رسما بهم ریخت.بذار قدر بدونن.
هدیه تولد خوبیه،به کسی نگفتم اما باهاش خوشحالم.
علت سردرهای هفته پیش، استرس و کارهای عقب افتاده بود.
یه کتاب خوندم و میخوام روشی که برای آیلتس گفته،انجام بدم.
+کتاب های کمبریج رو باید بخرم،نویسنده ش دو هفته ای 8.5 شده.
امروز تولدمه،خوشحالم.به امید بهترین ها و مهاجرت...
من براش تره هم خورد نمیکنم،رفته برام هدیه تولد خریده.
اینکه تهمت زدی،رفتی زیرآب زدی.کاش با وجدانت کنار بیای.
تراپیست راجع به مدل فکری باهام حرف زد و من شوکه م.
اگر معلم زبان می شدم، آیا خوشحال تر بودم؟
عصبانی،ناراحت و آزرده ام.من کارمو مثل همیشه خوب انجام دادم،تو شجاعت نداری اصل ماجرا رو بگی.
هزار لبخند،هزار شادی پایدار،هزار پرنده شوق...
ایمان دارم بهار تو در راه است...
معلم خصوصی گرفتم برای زبان آلمانی.میخوام انجامش بدم اما به کسی نمیگم.
تقریبا از اول پاییز،درگیر آلرژی شدم اما سردردهام ادامه دارن و قرص خوردن عادی شده.
غروب یک فنجان قهوه اسپرسو زدم،تا ساعت ۳ صبح نخوابیدم.
+باخت پرسپولیس از سپاهان بد بود.
خانم تیچر،علاوه بر انگلیسی،فرانسه و کره ای هم بلده و عاشق این ویژگیشم.
یادم باشه بعضی روزها حالم خوب نیست و به جای Self attack ، باید با خودم مهربان باشم.
دلم غنج میره فکر میکنم یه روزی به زبان آلمانی،روسی،فرانسه،ژاپنی،اسپانیایی و چینی حرف بزنم.
حسی که امشب ازش گرفتم، فقط دروغ و عدم اطمینان بود.ماجرا تموم شده ست.بابت شجاعتم از خودم ممنونم.
صبح با رقص شروع شد،سوپ گوشت خوشمزه برای ناهار و بعدش دعوای همسایگان بخاطر صدای بلند موزیک.
+سردرد این مدت بخاطر سرماست؟
یه سریال ایرلندی-بلژیکی دارم میبینم که عاشق لهجه عجیبه انگلیسیشون هستم و نکته جالب فیلم برای من switch کردن بین زبان های مختلفه.توی این سریال،کریستین خیلی راحت،حین حرف زدن،با یکی از بچه های تیمش،به زبان آلمانی و با اون یکی به زبان انگلیسی حرف میزنه.
اصلا حوصله کارمو ندارم.این روزها در یه حالت بین خواب و بیداری ام و خیلی زیاد و بی کیفیت میخوابم.
اون Score هایی که گرفتم،کاملا درست و واقعی بوده اونم Self-Study پس میتونم باز هم تنهایی درس بخونم.
+حجم تعجب تیچرم باید یادم بمونه که چطور میگفت من اون نمراتو گرفتم.
پارسال از آقای دکتر،این کتاب رو به امانت گرفتم.یکسال طول کشید که بخونمش و بار امانتش رو قلبم سنگينی میکنه.