هر چقدر تلاش میکنم توی رابطه مون،روشن باشم،بدتر میشه.
آزمون رو book کردم،استرس دارم اما نمره دلخواهمو باید بگیرم.
کنار بلوار ایستاده بودم و باورم نمیشد الان بندرعباس هستم،شهری که همه خيابان ها،همه آدرس ها و آدم ها غریبه ن.
به طرز عجیبی حالِ دلم بهتره،گویا قرار گرفتم.دو رو شروع کردم.
+چند روزه هوا ابریه،اما برعکس تهران خبری از باران نیست.
مستقیم براش نوشتم که تو مود حرف زدن نیستم،رگباری جواب داد.
کل شهر رو توی ۳۵ دقیقه درنوردیدیم،هوا قشنگه،مردمش آرومن.
دعواها ادامه داشت.روز تلخی بود اما زبان روسی حالمو عالی کرد.
پسرهای عجیبی که یک سری حرف مشخص رو به همه دخترها میگن.
در حالی که همه خواسته های خود را دنبال می کنید، از همه داشته های خود لذت ببرید.