هر چقدر تلاش می‌کنم توی رابطه مون،روشن باشم،بدتر میشه.

+ تاريخ شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۲ساعت 18:34 نويسنده فاطمه |

آزمون رو book کردم،استرس دارم اما نمره دلخواهمو باید بگیرم.

+ تاريخ پنجشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:50 نويسنده فاطمه |

کنار بلوار ایستاده بودم و باورم نمیشد الان بندرعباس هستم،شهری که همه خيابان ها،همه آدرس ها و آدم ها غریبه ن.

+ تاريخ پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۲ساعت 22:5 نويسنده فاطمه |

به طرز عجیبی حالِ دلم بهتره،گویا قرار گرفتم.دو رو شروع کردم.

+چند روزه هوا ابریه،اما برعکس تهران خبری از باران نیست.

+ تاريخ شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۲ساعت 15:24 نويسنده فاطمه |

مستقیم براش نوشتم که تو مود حرف زدن نیستم،رگباری جواب داد.

+ تاريخ پنجشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:55 نويسنده فاطمه |

کل شهر رو توی ۳۵ دقیقه درنوردیدیم،هوا قشنگه،مردمش آرومن.

+ تاريخ چهارشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۲ساعت 19:33 نويسنده فاطمه |

دعواها ادامه داشت.روز تلخی بود اما زبان روسی حالمو عالی کرد.

+ تاريخ سه شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲ساعت 21:41 نويسنده فاطمه |

پسرهای عجیبی که یک سری حرف مشخص رو به همه دخترها میگن.

+ تاريخ سه شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:7 نويسنده فاطمه |

در حالی که همه خواسته های خود را دنبال می کنید، از همه داشته های خود لذت ببرید.

+ تاريخ دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲ساعت 13:21 نويسنده فاطمه |