توی آموزشگاه،صندلی خالی کم بود و همه منتظر بودن بپرن و صندلی های خالی رو شکار کنن. باید رویا رو میدادم به مادرش، به خانم کناری گفتم شما اینجایین؟ خواستم کیف و ساک رو نبرم چون زود برمیگشتم. خانم گفت شما که منو نمی شناسین،چجوری میخواین کیف رو اینجا بذارین؟! تعجب کردم چون انگار یکی بگه من دزدم! کیف رو بردم و ساک رو گذاشتم روی صندلی. من قبلا وسایلمو گذاشتم پیش غریبه ها،مثلا توی فرودگاه،و حتی بقیه هم گذاشتن پیش من. چیز خاصی توی کیفم نداشتم که نگرانش باشم. با کمال تعجب، از پشتیبانی اسنپ تماس گرفتن و گفتن با راننده تماس گرفتن و خیلی از من عذرخواهی کردن.بهشون گفتم همینکه پیگیری کردین،خیلی ازتون ممنونم. حرفهاشون مثل آبِ روی آتش بود و واقعا حالم خوب شد. گرمای هوا واقعا بهتره. برای گرفتن پوزیشن، منتظر فرصت مناسب می مونم و موجودی دمو خیلی برام مهمه، انگار پول واقعی خودمه.