بعد از مدتها رفتیم‌ پیتزا گوین، سوخاری شون واقعا خوشمزه بود اما از آن عجیب تر، طعم نوشابه کوکاکولا بود که به شدت خوشمزه بود. یک خانواده چهار تفره، حوالی ما نشسته بودند که فکر کنم بیشتر از یک ساعت ، آنجا بودند. خانم و آقای خانواده، بسیار آرام غذا خوردند و انگار هیچ عجله ای برای رفتن به خانه نداشتند و رفتارشان به نظر ما اول عجیب و بعد عالی آمد. آقای راننده اسنپ، موها را بلند و کراتینه کرده بود. بحث با بنگاهی و صاحبخانه، منتج به رسید برای تخلیه خانه،اوایل شهریور شد که خوشبختانه، مستاجر جدید هم به شدت موافق جابجایی است. توی این ماجرا، هم بنگاهی عوضی بود هم صاحبخانه پفیوز به تمام معنا اما راست میگن که اگه یک در بسته بشه، قطعا یک پنجره باز میشه.

+ تاريخ جمعه ۱۲ مرداد ۱۴۰۳ساعت 13:38 نويسنده فاطمه |