با خواهرم راجع به مهاجرت حرف زدم. با اینکه آیلتس ۶.۵ دارم، تقریبا میدونم الان دیگه برای ارشد، منو ویزای تحصیلی نمیکنن چون ۳۹ سالمه و ریسک پناهندگی دارم. ایتالیا راحت بود که اونم احتمالا ریجکت بشم و اینکه من اصلا نمیخوام حسابداری بخونم. فایده درس خوندن چیه؟ بعدش قراره بریم سرکار، دوباره مثل مورچهها، از صبح تا شب و اصلا نفهمم زندگی چیه. من تهران هم شاغل بودم، از حق نگذریم، زندگیم خیلی بی معنی بود. اگه قراره برم ایتالیا و آلمان، از صبح تا شب سرکار باشم، والا زندگی الانم خیلی بهتره. چه بسا دوستامون رفتن استرالیا یا انگلیس و ناراضی آن. قبول دارم سطح زندگی خیلی میره بالاتر اما وقتی نشه ازش لذت برد، فایده ای داره؟ کلا خوبی و بدی با همه. مرسانا هم دنبال اقامت انگلیسشه، یعنی ۵ سال به سرعت رد شد و دیروز به خواهرم گفته دوست داره بیاد ایران. تحصیلی که نمیتونیم بریم، پول هم اونقدر نداریم که سرمایه گذاری بریم. تلنت خاصی هم ندارم. کشورهای خوب هم دلم میخواد برم مثلا اسکاندیناوی یا آلمان یا استرالیا و کانادا. میخوامم با خواهرم و بچهها بریم. انتظارات سطح بالایی ندارم انصافا!