دیروز رفتیم پا مبارکی نوزاد جدید یکی از دوستان قدیمی. پسرشان تقریبا دو ماه پیش به دنیا اومده و هر شب حدودا ساعت ۳ می‌خوابه. مادر خسته بود و با اینکه یک خانم برای انجام دادن کارهای خانه، دم دستشه اما از اون خانم هم شاکی بود. من کلا با بچه دار شدن مخالفم، اصلا دلیل این همه رنج رو نمی‌فهمم. بچه قراره برای آدم چکار کنه؟ یکی از خوشی های بزرگ زندگی، پیدا کردن همسر مناسبه، کسی که باهات همدل و همراه باشه و بشه باهاش حرف زد و هیچ نیازی به حضور بچه نیست. هوای بندرعباس خنک شده‌، این هفته بخاطر گردوخاک، پیاده روی نرفتیم، اصلا این گردوخاک چیه؟ انقدر خاک توی بالکن بود که دو بار دستمال کشیدم. امروز کلاس زبان ترکی دارم، با جر و بحث شروع شد، امیدوارم خوب پیش بره.

+ تاريخ پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۳ساعت 8:6 نويسنده فاطمه |