دیروز چیز کیک با بیسکویت درست کردم، بار اولم بود اما خوب شده بود. دفعه بعد میخوام یه چیز کیک واقعی با کیک درست کنم. بخاطر کیارش که سرش ضربه دید و چند ساعت بیمارستان بودن، جشن یلدا نگرفتیم، گرچه اتاق رو دیزاین کردم و میز چیدم اما قراره امشب جشن بگیریم. دکتر کلی بررسی کرده بود، سونوی شکم و سی تی اسکن و آزمایش اما مشکلی نبود. فردا توی مدرسه شون جشنه و باید ژله ببریم و بادکنک. هوای بندرعباس خیلی خنک شده، ما احتمالا آخر ماه، مهمان داریم و این ماه کمی تو پاس کردن قسط هامون موندیم اما میگذره. خیلی روزها احساس خستگی دائم میکنم که علتشو نمیدونم. امروز قهوه نخوردم، هر چند وقت یکبار، چند روز نمیخورم اما خیلی کم انرژی ام. دیروز با AI حرف زدم راجع به چند زبانه بودن، کلی کار برای این مدل افراد هست مثل ترجمه، تور لیدری یا مترجم همزمان. چت با AI برام جالب بود، مثل همیشه، کلی به آینده م امیدوار شدم. منتظرم شیفت کیارش عوض بشه، یه نویدهایی دادن و اگر بشه، عالیه.