برای دومین بار در عمرم، دیروز رفتیم تئاتر. تجربه اول، انقدر برای من شیرین بود که فکر کنم تا آخر عمر، به جای سینما، میرم تئاتر. بازیگران همون گروه قبلی بودند و act شون عالی بود. خانواده های زیادی با بچههاشون اومده بودن و همش فکر می کردم چقدر بندرعباسی ها توی بعضی زمینه ها، خوشبخت تر از تهرانی ها هستند. تهرانی هایی که من باهاشون برخورد داشتم، مخصوصا همکارام، نه تئاتر میرفتن نه مثل بندرعباسی ها، بچههاشون امکانات خاصی داشتن. اینجا سطح زندگی بالاتره. هوا تمیز، شهر خلوت و مردم به مراتب خوش گذران تر هستند. اعصاب ها آرام تر و مردم خوش تر هستند. همکارهای سابق من سینما نمیرفتن، بچههاشون مدارس دولتی میرفتن، کلاس زبان نمیرفتن درحالی که بچههای چند تا خانواده دوستان خواهرم که من اینجا میشناسم و رفت و آمد داریم ، همگی مدارس غیر انتفاعی برند میرن، کلاس زبان و موسیقی، تئاتر و کنسرت و شنا و فوتبال و ژیمناستیک میرن. به نظرم خیلیش برمیگرده به درآمد و پول همکاران سابق و بخش زیادش هم ساعت کاری طولانی و استرس تهرانی ها و شلوغی، ترافیک و آلودگی هوای تهران. خیلی از تهرانی ها، اصلا نفهمیدن زندگی یعنی چی، زندگی توی بندرعباس خیلی راحتتره.