دو روز پیش، من اولین جلسه تمرین رانندگیمو رفتم. من هشت سال پیش، گواهینامه گرفتم و این اولین بار بود که پشت فرمون نشستم. همه چیز خوب پیش رفت. دیروز دوباره رفتیم تمرین. برای راه افتادن، کمی مشکل داشتم و به مربی گفتم حالا چکار کنم؟ آقای مربی یک توضیح طولانی داد که من اینها رو جلسه اول گفتم و قرار نیست هر جلسه از صفر بگم، منم گفتم برای جلسه دوم، غیر طبیعی نیست. بحث بالا گرفت و من سکوت کردم. منتظر بودم که اونم ساکت بشه اما خیلی ادامه داد. منم گفتم نمیخوام رانندگی کنم! پرسید چرا؟ گفتم نمیخوام. تصميمو گرفته بودم، پیاده شدم و خواهرم نشست. جو سنگین بود اما من باگ های آموزشش رو فهمیدم. سه تا موضوع رو به خواهرم گفت اما اصلا تمرین نمیکنه، مثلا ۱۰ دقیقه رانندگی کردیم که برسیم به یک خیابان مناسب و سربالایی و سر پایینی رو تمرین کنیم اما فقط دو بار تمرین کرد. دور یک فرمان، فقط دو بار. پارک دوبل، فقط یکبار. گفت که در جلسات بعد، مرور میکنیم اما تو دلم گفتم تو که حوصله نداری. تمام تایم کلاس به رانندگی در خیابان ها میگذره و اصلا اجازه نمیده هنرجو تمرین کنه. یادمه قبلا مربی داشتم، ۱۰-۱۵ بار هر آموزش رو تمرین می کردیم. من با یک مربی جدید هماهنگ میکنم. یک مشکل بزرگ دیگه هم، بوی عرق لباسها و بوی بد دهانشه که برام غیر قابل تحمل شده بود. خیلی زبله، اصول رو میگه، به شدت وقت کشی میکنه و اجازه تمرین نمیده. خیلی اصرار داره خانم ها رانندگی شون افتضاحه، اصلا ماشین نیارید بیرون که تمرین کنيد. از قضا، ما امروز ماشین رو بردیم بیرون و تمرین کردیم که به نظر من خوب بود . اتفاقا دیروز سه تا از آقایان همسایه و همکار، به خواهرم گفتن ماشین رو ببرید و تمرین کنید.