در راستای محقق کردن آرزوی چند زبانه شدنم، به سختی تصمیم گرفتم که طبق توصیه Lindie Botes که با اینکه ۳۰ سالشه اما ۱۰ زبان بلده، ۸۰٪ تایم مطالعه م رو فرانسه و ۲۰٪ روسی میخونم. هدف اصلیمم خوندن کتاب به زبان های اصلیه. این تصمیم برام سخت بود چون آلمانی دوست داشتنی (و احتمالا ترکی،چون نمیرسم)رفت برای آخر هفته ها و وقت کمی براشون دارم. اگر وقت داشتم، روزی ۵ تا زبان میخوندم.
با یک مربی خانم جدید، رانندگی رو ادامه میدم، از قبلی بهتره چون کمتر حرف میزنه. توی رانندگی من کلا طرفدار حرف نزدن و موزیک گوش دادن هستم. مسیر یادگیریمو از خواهرم جدا کردم چون رانندگیش خیلی بهم استرس میداد. اونم داره به سختی تلاش میکنه و با یکی از همکاراش، هرشب تمرین میکنه.
همسایه مون سکته کرده، چند وقته توی CCU بستری شده، چون خیلی سیگار میکشید. با اینکه چند سال پیش، برادرش هم همین مدلی فوت شده، باورم نمیشه خودشم انقدر سیگار بکشه که سکته کنه. از جهتی، نبودنش برای آپارتمان بهتره چون خیلی وقتها توی پارکینگ بود و فضولی میکرد.