دیروز حوالی ساعت ۱۲، به مبل تکیه داده بودم که خونه لرزید و حس کردم یک پرنده غول پیکر از پنجره اومد توی خونه. با وحشت به پنجره نگاه کردم و گفتم حتما زلزله بوده. خواهرم توی منطقه ویژه کار میکنه، ساعت ۱۲:۱۴ با وحشت بهم زنگ زد، صداش نگران بود. اصلا نمی دونستیم چی شده، گفت پنجره های طبقه پایین شون خرد شده، گلدان ها افتادن و شکسته ن، زاویه ی دستگیره های پنجره ها، به حالت عجیبی چرخیده بودن. خانه ی ما ۴۱ کیلومتر تا اسکله فاصله داره و این حجم لرزه، در این خانه ی قدیمی محکم، عجیب بود. به همکار خواهرم (زهره) خبر دادن که صورت شوهرش( که در اسکله کار میکنه)، آسیب ديده، شقیقه همسرش ۱۰ تا بخیه خورده، دماغش پاره شده و فکش آسیب ديده و گفته ۴ تا از همکاراش فوت شدن. یک آقا با خانمش اونجا بودن که آقا از دیروز دنبال خانمش میگشته. آمار فوتی ها بالاست و مفقودالاثر هم داشته. یکی از دوستامون میگه از صبح دارن از زیر یک کانکس سوپرمارکت که منفجرشده، فقط استخوان درمیارن. آمار فوتی کارگرهای روزمرد و حدود ۲۰۰ نفر کارگر بلوچ که در سوله ها کار میکنن، اصلا مشخص نیست. ساختمان گمرک جوری فرو ریخته که میگن ۵۰۰ نفر کارمندش فوت شدن. امروز خواهرم رفت مرکز شهر و دیده توی خیابان، دو تا ماشین بدون شیشه با سقف فرو رفته، داشتن رانندگی میکردن. امیدوارم صحنه هایی که ديديم، اصلا تجربه نکنید. خبرهای بدی از اسکله میشنویم. قلب مون پر از غم شده و نگران دوستان و آشنایان هستیم.
پینوشت:خیلی خیلی از ابراز محبتتون ممنونم. پیام های احوالپرسی و ابراز نگرانی تون واقعا برام ارزشمند هست. امیدوارم هرجا که هستین، سلامت و شاد باشین.