خبر خودکشی برادرزاده م، روح و روان هممون رو بهم ریخته. پسر ۱۷ ساله برادرم، چهارشنبه حوالی ساعت ۵-۴ صبح، قرص برنج خورده و ساعت ۷-۶ شروع به استفراغ کرده و به خواهرش گفته که: قرص خوردم، تو رو خدا کمکم کن، حالم خوب نیست. با آمبولانس، بردنش بیمارستان نزدیک خونه و دکتر اورژانس، خیلی رک گفته که امیدی نیست. بعد از چند ساعت انتظار برای آمبولانس VIP, بعدازظهر به بیمارستان لقمان منتقل شده. همون شب ساعت ۸:۳۰ گفتن امیدی نیست اما با یک دستگاه دیالیز بخصوص، گفتن حالش بهتره. این برادرزاده م رو هممون دوست داریم، یک پسر دوست داشتنی و آرام و خوشرو. متاسفانه همسر برادرم، سه سال پیش، طی یک تصادف شديد، فوت شد و غمش با ما موند. الان دخترش ۲۰ ساله و این پسر هم ۱۷ سالشه. امروز صبح با خواهرم اومدیم تهران و ظهر ديدمش، بیهوش بود. انتظار نداشتم اینجوری ببینمش و بعدش خیلی گریه کردیم. حالمون خوب نیست، قلبمون شکسته اما خیلی امیدوارم روبراه بشه و برگرده خونه. پرواز برگشت رو نگرفتیم و این چند روز، توی بیمارستان کنار برادرم و دخترش می مونیم. لطفا براش دعا کنید.

+ تاريخ جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴ساعت 23:16 نويسنده فاطمه |