دیروز بیست دقیقه از شروع کلاسم گذشته بود که به درخواست مدیر آموزشگاه و همکارش، مجبور شدم کلاس رو جابجا کنم و برم سر یه کلاس دیگه چون تیچرشون نیومده بود. کلاس من رو همبا یکی از همکارام merge کردن و من با روی خوش پذیرفتم. کلاسی که رفتم، ۸ ترم بالاتر بود و زیر پنج درصد استرس present داشتم اما خیلی خوب پیش رفت، گرچه بچهها کمی خودسر بودن که اصلا برام مهم نیست. کلا دیگه چیزی تکونم نمیده، همکارام غر میزنن، من لبخند. شاید بلوغ روانیه شاید هم تجربه شغل قبلی.
متاسفانه پرسپولیس به ملوان باخت و نرفتیم صدر، به امید بازی های بعدی...
هوای بندرعباس خنک شده، انگار بهار اومده و البته داره گرمتر میشه.
میخوام روی Writing انگلیسیم کار کنم، فرانسه خوب پیش میره، اما این ترم کلا سنگینه برام....