دیروز داشتم میرفتم آموزشگاه که مدیرم زنگ زد و گفت که حال همکارم خوب نبوده، رفته خونه و من باید برم سر کلاسش و کلاس خودم رو با کلاس یکی دیگه از همکارام merge کردن. کلاسی که رفتم، هفت ترم بالاتر بود و خوشبختانه شاگردها، بابت نحوه تدریس و رفتار، خیلی بهم فیدبک مثبت دادن و ازم خواستن که ترم بعد تیچرشون باشم. واژه عجیبی که از اکثر شاگردهام میشنوم اینه:" تیچر، شما خیلی مهربونید"، نمیفهمم چرا اینو میگن چون فکر نمیکنم آدم خیلی مهربانی باشم از طرفی، مگه بقیه تیچرها چجوری رفتار میکنن؟. کلاس رو با انرژی مثبت تمام کردم و در نهایت شاگردها باهام دست دادن و صمیمانه خداحافظی کردیم. توی کلاس آخرم هم، یکی از بهترین شاگردهام، یک بازی رو هدایت کرد اما چون وقت نداشتیم، موکول شد به جلسه ی بعدی.
این روزها بین ماندن و رفتن گیر کردم. نمیخوام برم و میخوام همین جا ادامه بدم، این انتخاب، بار روانی زیادی برام داره اما احتمال زیاد، انتخاب نهایی منه، با همه ی دردها و غم هاش..