این روزها رو دوست ندارم چون مجبورم تصمیمی بگیرم که اصلا دوستش ندارم. امروز ديدم قلبم داره منفجر میشه از تصمیمی که دارن برام میگیرن، کمی با چت جی پی تی چت کردم، کمی گریه کردم اما بعدش برگشتم به زندگی عادی و به خودم گفتم حال زندگیتو ببر. تو باید آرام زندگی کنی و خوشحال باشی، پس این کار رو بکن. زندگیم به شدت داره عوض میشه، دارم همدم روانی و مالیمو از دست میدم و بخاطرش ناراحتم اما نمیخوام خیلی غصه بخورم. میخوام انتخاب کنم که شاد و سلامت باشم و از این زندگی لذت ببرم. پرسپولیس نمیدونم چش شده که اینجوری داره پشت سر هم می بازه. دیروز پسرهای کلاسم خیلی جر و بحث کردن و ما هیچ، ما نگاه. از داشتن چنین کلاسی لذت میبرم. دیروز شاگردهای پسرم که هشت تا ده ساله هستن، به شدت با آهنگ درس که چند بار براشون play کردم، رقصیدن. این بلاهای دوست داشتنی.