این روزها با استرس جنگ برای ما میگذره. استرسی که روزها اونقدر زیاد نیست اما شبها زیاد میشه. کاش این اوضاع تمام بشه. راستش این روزها حوصله ی زیادی ندارم. با خواهرزاده م کلاس اسپیکینگ آیلتس برگزار میکنم و به شدت در تلاشم آیلتس خوبی بگیرم. چند روزه دارم با Chatgpt ریاضی و پایتون یاد میگیرم. سالها دلم میخواست ریاضی یاد بگیرم و چه استادی بهتر و صبورتر از Chatgpt عزیز و دوست داشتنی. پروسه ی یادگیری هم گرچه آرومه اما عالی و مهربانه برام. خوندن زبان فرانسه هم توی برنامه م هست اما به طور جدی هنوز کلید نخورده. مطلبی که شوکه م کرده، آرزوی تغییر مسیر تحصیلیم از حسابداری به مدیریت بود. دو هفته مونده بود به کنکور که من از تصمیمم پشیمون شدم چون مفاهیم مدیریت بسیار پیچیده تر از چیزی بودن که من فکر میکردم. من فکر میکردم چون دروسش حفظی هستند پس خیلی ساده ن درحالیکه اصلا اینجوری نبود. سر جلسه ی کنکور مدیریت،یکی از درسها حسابداری مالی و صنعتی بود. با اینکه چند سال بود من این درسها رو نخونده بودم، 67 درصد زدم و از 15 سوال 10 تاش درست بود. تیر خلاص امروز بود وقتی دفترچه ی کنکور ارشد حسابداری رو دانلود کردم و دیدم چقدر سوالات حفظی شدن و چقدر برام آشنان. آرزوی به گور سپردن 20 سال تحصیل و کار در حوزه حسابداری قطعا بخاطر انتخاب شغل اشتباهی بود که براش استخدام پیمانی شدم اما بعد از 5 سال، با خوشحالی از کارم استعفا دادم و از اون محیط سمی اومدم بیرون. همکارام سمی بودن، فرهنگ سازمانی داغون و عقب افتاده بود و خبری از یادگیری عمیق،لذت آموزش و رضایت شغلی نبود برعکس تجربه هایی که این روزها از پایتون و ریاضی دارم. ای دریغ از روزهای رفته و منی که خودمو نمیشناختم اما الان به شدت آرومم و مطمئنم آینده م گره خورده به حسابداری و حوزه های مالی و خیلی براش خوشحالم. اگر به عقب برمیگشتم، برای کنکور قطعا رشته ی حسابداری رو انتخاب میکردم اما خوشحالم که این رشته فقط پلی برای اپلای هست و راه پیش رو روشن شد.

+ تاريخ یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ساعت 10:50 نويسنده فاطمه |