خواهرم بچه هاش رو می بره استخر و از درخت های لیموی نزدیک استخر، کلی لیمو ترش شیرازی تازه چید. بوی عطرشون فوق العاده ست. باهاشون شربت آبلیموی تازه درست کردیم، عالی بود مزه ش. با بقیه ی لیموها هم، برای اولین بار، ترشی لیمو ترش درست کردم. امیدوارم خوب بشه.
پایتون و ریاضی خیلی سوسکی اما خوب پیش میرن. توی رویاهام، می رم از صفر برنامه نویسی یاد می گیرم و با همون اپلای کاری می کنم. این روزها چسبیدم به رایتینگ آیلتس و خیلی لاک پشتی پیش میرم. جمعه رفتیم ساحل، پرنده پر نمی زد. چند تا نان رگاگ با نوشابه شیشه ای خوردیم و برگشتیم. ساعت 9:30 شب دمای هوا 43 درجه بود. واقعا تحملش سخت بود گرچه من آستانه ی تحمل گرمایی م بالاست. رفتیم بازار سنتی بندرعباس و لباس ورزشی خریدیم. شلوغ نبود. بستنی ایستگاه تقویت اما عالی بود. یه دل سیر بستنی خوش قیمت خوردیم.
این روزها با استرس اخبار جنگ میگذره. خانواده زنگ میزنن و استرس میدن. نگرانن اما کمکی به ما نمیشه. این شبها خیلی بد میخوابم. بیشتر روزها میخوابم تا شبها. اگه قهوه نبود، از دست رفته بودم. دلم خواست گوشیمو عوض کنم، قیمتها رو که رو دیدم، روحم شروع به پرواز کرد...