این روزها اصلا روی فرم نیستم چون شبها برق قطع میشه و منم بدخواب میشم. دیروز تقریبا 10 ساعت برق نداشتیم امروز 4 ساعت. دمای هوا خیلی بالاست مثلا الان که 7:37 غروبه دما 48 درجه ست. همراه با بدخوابی، مودمم پایینه و دو روزه به شدت کم حوصله م. روزها میخوابم اما خب انگار چیزی در درونم فرو ریخته. استرس جواب کنکور، بی برقی و بدخوابی شبانه و تغییرات هورمونی، همه با هم در این حالت روحی دخیل هستند اما این وسط زندگی هنوز قشنگی های خودشو داره. نزدیک خونه ی ما، چند تا مرغ دریایی لانه دارن که وقتی به لونه شون برمیگردن، به شدت توی آسمون سروصدا میکنن، چیزی شبیه جیغ کشیدن اما من عاشق این سروصداشون هستم چون بهم یادآوری میکنن چقدر خوشبختم که توی این شهر زندگی میکنم، جایی اینقدر نزدیک دریا که مرغ های دریایی توی آسمانش پرواز میکنن. شاید هیچوقت دیگری توی زندگیم چنین تجربه ای رو نداشته باشم. منتظر جواب کنکور ارشد هستم اما خبری نیست. دیروز رفتیم بازار روز بندرعباس، انبه و موز های زرد رنگش ترکیب جادویی بود. من کلا انبه خیلی دوست دارم. بوی میوه ی تازه، فضاشو گرفته بود. فصل بلال شده و من واقعا امسال از خوردن این بلال مکزیکی ها لذت بردم. به روش سنتی روی گاز کباب میکنم و برمیگردم به بچگی هام...